یک ماه گذشته...من اینجا موندم توی خونه اروم و تمیز و تاریکم...یک هفته مونده به هیچ...تا من با خودم روبه رو بشم...با خودم...با اون نصفه پوچ و خالیم...من...اعتراف میکنم...من که همیشه همه جا باز هم یه قدم دیگه برای رفتن جا داشتم...دیگه جا ندارم...از نفس افتادم...و تمام...